اهمیت تجربه در علوم معاصر
در دنیای امروز معیار اعتبار علوم
و یافت های بشری براساس تجربی بودن آنها است ومفهوم آن چنین است که تمام دریافت
های بشری در عرصه های مختلف صحت وسقم واعتبار علمی آن منوط به ماهیت تجربی آن میباشد، وحتی تعداد از دانشمندان نیز این
نکته را به طور قاطع گفته اند که تمام مسائل سیاسی، فکری وساینسی نیاز به ماهیت
تجربی ودرک تجربی دارند. با توجه به مهم بودن موضوع خواستم مقاله کوتاهی را در
مورد این مسأله نوشته کنم تاتصویر روشن تری نسبت به این واقعیت داشته باشیم.
بحث تجربی واثر آن منحصر به علوم
ساینسی نبوده، بلکه در کل قسمت های زنده گی نقش بسیار زیاد دارد که میتوان از تجربه اجتماعی که زمینهء عبرت وآموزش
برای فرد اعطا می کند ونتیجه اش چنین
میشود که فرد در تصمیم گیری بعدی، در زنده گی دقتش را بالا برده وتدابیر بیشتر
نسبت به گذشته اتخاذ نماید یاد کرد. منظور ما دراین بحث این تجربهء اجتماعی نیست
که معمولاٌ در روابط بین انسانها شکل گرفته ودرک عمیق نسبت به واقعیت محیطی وچالش های زنده گی را
برایش مساعد میسازد.
از آنجا که انسان موجود فکری
واجتماعی است وهمیشه بانگاهش به محیط برای خود سؤالاتی ایجاد می کند، این سوالات برای
همه در سطوح مختلف سنی، وظرفیتی پیدا میشود؛ اما تعدادی محدود دنبال پاسخ آن استند، ولی این پاسخ ها
غیرعمیق، سطحی ومحدود بوده که به درد اکثریت تنبل میخورد. بهترین راه دریافت پاسخ
به سؤالاتی که برای یک انسان نسبت به محیطش در ابعاد مختلف ایجاد میگردد بدون شک
تجربه است، تفکر پیرامون محیط منجر به طرز دیدهای مختلف ادبی، اقتصادی، سیاسی
وساینسی میشود؛ اما تفکر مورد نظر ما که بر اساس تجربه و واقعیت های تجربی استوار
است همان تفکر ساینسی میباشد.
فکر ساینسی همان فکری است که مسیر
زنده گی وهدف زنده گی را جهت دریافت حقیقت های طبیعی وکشف راز های آن وشناخت موارد
استفاده از آن سوق میدهد، فکر ساینسی که بر اساس تجربه استوار است، دراساس، زمینه
ساز پیشرفت اجتماعی در یک جامعهء عقب مانده، وتضمین کنندهء روند پیشرفت در کشور
های مترقی میباشد.
تعریفاتی که نسبت به تجربه وجود
دارد زیاد است اما تعریف قابل قبول برای من این است:
«تجربه عبارت از تکرار عمل بالای
یک شی که در هر بار انجام دادن نتیجه واحدی از آن به دست آید»
در وقت اجرای تجربه باید تمام
قضاوت های قبلی که در مورد همان شی وجود دارد باید کلاً از ذهن دور نگهداشته شود
تا اینکه در قضاوت بعد از تجربه دخالت وتأثیر نکند، اگر قضاوت های قبلی پیرامون
واقعیت شی کنار گذاشته نشود در این صورت نتایج تجربه باقضاوت قبلی یکجا شده وامکان
دارد آن را به مسیر منحرف ونتیجه غلط پیرامون آن شی هدایت کند.
نتایج تجربه باید دارای ویژه گی های ذیل باشد:
1.
حسی باشد
2.
مبتنی بر
تعقل باشد
3.
نیاز
جامعه را مرفوع بسازد
حسی بودن
تجربه: این یک مسأله کاملاً طبیعی است که تجربه روی محسوسات ومسائل فزیکی صورت
میگیرد وبالای مسائل متافزیک نمیشود تجربه را اجرا کرد، چون هر آن چیزی که در
بالای آن تجربه اجرا میشود باید از طریق حواس خمسه انسان واقعیتش به دماغ انتقال
کند تا دماغ با درنظر داشت معلومات قبلی روی آن قضاوت کند، انسان به غیر از حواس
خود چیز دیگری ندارد تا واقعیت اشیا را به دماغش انتقال دهد وروی آن تفکر صورت
گرفته ونتیجه یی فکری از آن حاصل شود.
تحقیقات
انجام شده بالای غیر محسوسات جز ضیاع وقت ونا
امیدی وخرافات چیز دیگری ا بدست نخواهد داد.
عقلی بودن
تجربه: نتایج تجربه باید علقی باشد وکسی که میخواهد نتایج تجربه را بیان کند باید
طرف مقابل را قناعت عقلی دهد، واستدلال
های عقلی ومعمول باید بیان شود تا درک نسبت به آن تجربه بامعیار های عقلی سازگاری
پیدا کند، فهم مسائیل تجربی باید بر اساس درایت باشد نه براساس روایت که در واضح
ساختن واقعیت شی مورد نظر کدام کمک نمی کند. آنهایی که نتایج تجارب را عقلی
نمیسازند، من نمیدانم که وسایل شناخت دیگری به غیر از عقل چه ها میباشد که توسط آن
، آن را بیاموزند.
مبتنی
بودن بر نیاز جامعه: تجربهء انجام شده در یک جامعه اولاً باید براساس نیاز مندی
جامعه از لحاظ علمی واقتصادی باشد؛ چونکه این عادت دیرینه انسان است ودر طول تاریخ
حیات خود این را به اثبات رسانده که انسان تا به چیزی نیاز نداشته باشد، به آن علاقه ندارد.
احساس نیاز به آن موضوع میتواند مربوط زنده گی خودش باشد ویا کسی دیگری به بحث در
مورد آن، آنرا برایش تولید کند. در جوامع
پیشرفته تجربه به شکل اساسی آن جهت آموزش نمایش داده میشود، مگر در کشور های بدون
امکانات فقط متنی از تجارب در کتاب ذکر شده وبدون ارتباط به واقعیت بیرونی شی فقط
شفاهی بیان میشود. از همین سبب خسته گی های متواتر وسؤالاتی از قبیل اینکه این
مضمون ساینسی چه بدرد مامیخورد به عنوان سوال تکراری وبدون پاسخ تاهنوز در صنوف
مضامین تجربی؛ مثل: ریاضی وکیمیا وفزیک
باقی مانده است.
هر فکر تازمانیکه
به میدان زنده گی ارتباط داده نشود، از ذهن فراموش شده وبه افسانه تبدیل میشود
یکی از
خوبی های علوم تجربی این است که تابع محدویت های مذهبی، قومی وملتی نمیباشند؛ بلکه
برای کل انسان وبشریت اند؛ اما اینکه شرکت های کپیتالیستی بزرگ که علم بشر را در
خدمت خود قرار داده و آن را در جهت رسیدن اهداف وحشیانه خودش استفاده میکنند، متأسفانه
یک واقعیت تلخی است که در دنیای امروز ما به آن روبه رو هستیم وبعضی موارد قسمی دیده
شده که علم بشر به جای اینکه به نفع بشر تمام شود به نقص بیشرتمام شده وزمینه را
برای هلاکت او مساعد کرده است که از آن جمله مسألهء بمب اتومی، تغییر ژن گیاهان
برای بشتر شدن محصول شان وپایین آمدن کیفیت غذایی آن، ساختن طیاره های بی پیلوت، موشک
های قاره پیماوبمب های هایدروجنی هر کدام این وسائل که بر اساس علم بشر ودریافت
های تجربی وساینسی ساخته شده اند به مانند دکتاتورانی چون هتلر، موسولونی واستالین
خطرناک اند وموجودیت آنها تهدید مستقیم برای زنده گی انسان میباشد. اگر دانش انسان
بر اساس مفکوره های درست تنظیم نشود، مشکلات غیر قابل جبران را ایجاد خواهد کرد که
تا ده ها سال دامن گیر ما خواهد بود.
منابع:
1.
زیمدال، س.استیون،۱۳۸۱
، شیمی عمومی ج۱
4.
النبهانی،
تقی الدین، ۱۹۵۴ ، تفکیر
نورالله
حضرتی
عضو
علمی ومسلکی دیپارتمنت کیمیا
ریاست
عمومی انکشاف نصاب تعلیمی وتالیف کتب درسی
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر